۱۱ مهر ۱۴۰۵، ۸:۲۱

خلق یک قهرمان دختر دغدغه ما بود؛ چالش خنداندن همزمان کودک و بزرگسال

خلق یک قهرمان دختر دغدغه ما بود؛ چالش خنداندن همزمان کودک و بزرگسال

سیدعلی دانش، یکی از نویسندگان انیمیشن «سفینه نجات» با اشاره به روند نگارش این فیلمنامه درباره دغدغه خلق یک قهرمان دختر توضیحاتی را ارایه داد.

سیدعلی دانش یکی از نویسندگان انیمیشن «سفینه نجات»، در گفتگو با خبرنگار مهر درباره شکل‌گیری ایده این اثر گفت: ایده اولیه این اثر متعلق به هادی محمدیان بود و تقریباً از زمستان ۱۴۰۱ کار روی آن را آغاز کردیم. البته ایده اولیه با آنچه در نهایت به فیلمنامه تبدیل شد، تفاوت‌هایی داشت. در آن مرحله، هنوز با یک ایده خام مواجه بودیم و قصد داشتیم آدم‌فضایی‌ها را با مفهوم و حماسه امام حسین (ع) پیوند دهیم. کار از همین نقطه آغاز شد.

وی درباره تلفیق مباحث علمی‌-تخیلی و مفاهیم معنوی در این اثر توضیح داد: نمی‌دانم پیش از این در ایران تا چه اندازه مباحث علمی‌-تخیلی با مفاهیم معنوی تلفیق شده است، اما در آثار خارجی نمونه‌های بسیاری وجود دارد که در آنها مضامین علمی‌-تخیلی با مفاهیم معنوی درهم تنیده شده‌اند. ما از یک سو علاقه‌مند بودیم در فضای علمی‌-تخیلی کار کنیم و از سوی دیگر، مضمون اثر، مضمونی مرتبط با امام حسین (ع) بود. به نظرم لزوماً زمانی که ۲ فضا با یکدیگر تلفیق می‌شوند، قرار نیست یکی بر دیگری غلبه کند. فضای علمی‌-تخیلی، از نظر گرافیکی و بصری، در داستان تعارضی با مفاهیم معنوی نداشت که بخواهد تأثیر منفی بر آنها بگذارد. بستر داستان در فضای علمی‌-تخیلی شکل گرفت، اما مضمون آن، مضمونی امام حسینی بود. ما تلاش کردیم کار به صورت گروهی و مرحله‌به‌مرحله پیش برود. ابتدا فضاسازی انیمیشن انجام شد و سپس مضمون اثر در این فضا شکل گرفت. به عبارت دیگر، ما ظرفی داشتیم که از نظر بصری و داستانی، یک ظرف علمی‌-تخیلی بود و مفهومی که در این ظرف قرار می‌گرفت، در واقع مضمون اصلی فیلم را شکل می‌داد.

باید شعار بدهیم

این نویسنده درباره مفهوم شعارزدگی نیز گفت: به نظرم باید یک بار برای همیشه تکلیف خودمان را با اصطلاحاتی مانند «شعار»، «شعار دادن» و «شعارزدگی» مشخص کنیم. من دقیقاً نمی‌دانم شعارزدگی به چه معناست، اما به هر حال برخی مفاهیم را باید به عنوان شعار مطرح کرد و به نظرم این مسئله اشکالی ندارد. البته ممکن است تعداد شعارها بیش از اندازه شود و این مسئله به مفهوم شعارزدگی نزدیک شود. گاهی شعار ممکن است آن‌قدر زیاد شود که به ریتم داستان آسیب بزند. در آثار خارجی نیز نمونه‌های زیادی داریم که فیلمسازان درباره مسائل اصولی و حساس خود، از جمله مسائل ملی، بسیار صریح و روشن صحبت می‌کنند و هیچ‌گاه تلاش نمی‌کنند اثرشان به‌طور کامل فاقد شعار باشد.

وی تأکید کرد: افراط در شعار ممکن است به روند داستان آسیب برساند، اما به نظر من اصلِ شعار دادن در یک اثر هنری مشکلی ایجاد نمی‌کند. ما در «سفینه نجات» تلاش کردیم تا حد امکان مفاهیم را به زبان کودکان بیان کنیم؛ چراکه مخاطب ما کودکان بودند، اما در عین حال بزرگ‌ترها نیز پای فیلم می‌نشینند. این موضوع برای ما چالش جدی بود که هم از گروه سنی مخاطبان خود فاصله نگیریم و هم فیلم برای مخاطب عام جذاب باشد. تلاش کردیم مطالبی که قصد بیان آنها را داریم، روان و واضح باشند و از داستان خارج نشوند؛ یعنی شعارهایی بی‌ارتباط با روایت مطرح نکنیم. اگر قرار است اصل یا شعاری در فیلم مطرح شود، باید در قالب و کالبد داستان باشد. تلاش ما همین بود و بر اساس بازخوردهایی که دریافت کردم، فکر می‌کنم در این زمینه تا حد قابل قبولی موفق بودیم.

از رابطه پدرودختری خودم الهام گرفتیم

دانش درباره قهرمان داستان و شخصیت هانی نیز توضیح داد: قهرمان داستان ما دختری به نام دریا است و به دلیل جذابیت‌های داستانی، نقش هانی را نیز تا حدی پررنگ‌تر کردیم. دریا از ابتدا یکی از دغدغه‌های من بود؛ چراکه این موضوع برای آقای محمدیان نیز دغدغه‌ای جدی محسوب می‌شد. من خودم ۲ دختر دارم و همیشه این سؤال برایم مطرح بوده است که چرا در آثار ایرانی کمتر با شخصیت‌های دختر مواجه هستیم. بررسی‌های شخصی من نشان داد که حتی در آثار خارجی نیز آن‌طور که باید و شاید، شخصیت‌های دختر حضور ندارند. معمولاً در آثاری که قهرمان دختر دارند، این شخصیت با انجام کاری که چندان ارتباطی با هویت دخترانه او ندارد به قهرمانی می‌رسد؛ برای مثال، مبارز یا شجاع است یا ویژگی دیگری دارد که در نهایت، اختصاصی برای دختر بودن او نیست. بنابراین می‌توان یک پسر را جایگزین چنین شخصیتی کرد و همان نقش را به او سپرد.

وی اظهار کرد: در «سفینه نجات» تلاش ما این بود که قهرمان دختر را به گونه‌ای خلق کنیم که نتوان آن را به یک شخصیت پسر تبدیل کرد. این موضوع برای ما چالش جدی بود. از یک سو می‌خواستیم اثری با یک قهرمان دختر داشته باشیم و از سوی دیگر، این دختر باید ماهیت و هویت دخترانه خود را حفظ می‌کرد. یعنی عاملی که باعث می‌شود او دست به کنش بزند و داستان را پیش ببرد، باید تا حد زیادی از ویژگی‌های شخصیتی و هویتی او ناشی شود؛ نه اینکه اگر یک پسر را جای او قرار دهیم، داستان دقیقاً به همین شکل پیش برود. به همین دلیل، پرداختن به این شخصیت برای ما چالش‌های زیادی داشت. شخصیت «دریا» تا حد زیادی از رابطه پدر و دختری من و کارگردان فیلم تأثیر گرفته است. شاید بخشی از شخصیت دانا نیز به ارتباط ما با پدرانمان بازمی‌گشت. حتی در میان دیگر دوستان فیلمنامه‌نویسمان نیز قداست خاصی برای شخصیت پدر قائل بودیم و تلاش کردیم این نگاه را در شخصیت دانا نیز به کار بگیریم.

این نویسنده درباره چگونگی شکل‌گیری شخصیت هانی گفت: پیشنهاد اولیه شخصیت هانی یک پسر شیطون و تپل را آقای محمدیان مطرح کرد. این اتفاق پیش از آن بود که گروه ما سه‌نفره شود. به یاد دارم یک روز در دفتر مشغول ایده‌پردازی بودیم. از آنجا که با آقای محمدیان کار می‌کنیم، هنگام ایده‌پردازی ایشان معمولاً طرح‌ها و شخصیت‌هایی را نیز ترسیم می‌کند. درباره هانی هم چیزهایی کشید و این شخصیت را در قالب پسری معرفی کرد که برای ما آشنا بود؛ یعنی اگر کمی اطراف خودمان را نگاه کنیم، نمونه‌هایی از چنین شخصیت‌هایی پیدا می‌کنیم. هانی در ابتدا شخصیتی تیپیکال بود، اما وقتی درباره او صحبت کردیم، متوجه شدیم که می‌تواند کاراکتر بامزه و جذابی باشد. آقای محمدیان یک طرح از هانی زد و دیدیم که چقدر شخصیت جالبی شده است.

وی ادامه داد: هانی پسری تپل بود با مؤلفه‌هایی که معمولاً در چنین شخصیتی می‌بینیم؛ پیراهنی که کمی بالا می‌رود، نوع خاصی از حرف زدن، شیطنت، کنجکاوی، پررویی و اعتمادبه‌نفس. هانی می‌خواست در همه کارها دخالت کند و نقش داشته باشد. همان روز متوجه شدیم که این شخصیت را چقدر می‌شناسیم و چقدر می‌تواند به قصه کمک کند. به نظرم هانی به‌تدریج وارد قصه شد و جای خودش را پیدا کرد. با پیشنهاد آقای محمدیان، ناگهان دیدیم که این شخصیت چقدر با داستان ما هماهنگ است و جای خالی او در قصه احساس می‌شد. چون این شخصیت را می‌شناختیم، وقتی او را در کنار دریا و در موقعیت‌های داستانی قرار دادیم، توانست نقش خودش را پیدا کند و داستان را پیش ببرد.

تحول شخصیت‌ها در روند نگارش

دانش درباره تحول شخصیت‌ها در طول نگارش فیلمنامه گفت: طبیعتاً شخصیت‌ها از ابتدا همین ویژگی‌ها را نداشتند. هانی در ابتدا حتی نام دیگری داشت و شخصیتش نیز به این شکل نبود. به‌تدریج و تا همان مقطعی که توضیح دادم، این شخصیت شکل گرفت. البته اینکه هانی در داستان چه مسیری را طی کند نیز با اضافه شدن دیگر اعضای گروه، به‌تدریج تغییر کرد و شکل گرفت. هانی اولیه، با وجود اینکه این شخصیت را داشت، هنوز مشخص نبود که اگر وارد فضای «آبنوس» شود، چه اتفاقی برای او خواهد افتاد. دریا نیز همچنان چالش من بود. همچنان علاقه‌مندم اثری با یک شخصیت دختر بنویسم و دریا برای ما چالش جدی محسوب می‌شد. تلاش کردیم دختری خلق کنیم که در هر بخش از داستان، به واسطه مؤلفه‌های شخصیتی و هویتی خود بتواند روایت را پیش ببرد. با این حال، فکر می‌کنم هنوز جا داشت که شخصیت دریا بیشتر پرداخت شود و از نظر من می‌توانست کاراکتری محکم‌تر و متفاوت‌تر باشد، اما در نهایت شخصیت او تا حد قابل قبولی شکل گرفت.

این نویسنده درباره انتخاب عنوان فیلم نیز اظهار کرد: عنوان فیلم لزوماً عنوان یکتایی نبود که بگوییم فقط همین عنوان می‌توانست برای فیلم انتخاب شود. عناوین دیگری نیز می‌توانست مطرح باشد، اما عوامل مختلفی در انتخاب آن دخیل بود؛ از جمله مسائل تبلیغاتی، جذابیت عنوان و البته معنایی که تا حدی با مضمون اصلی داستان ارتباط داشت، هرچند این ارتباط بسیار مستقیم نبود. از همان ایده اولیه‌ای که با آقای محمدیان روی آن کار می‌کردیم، بخشی وجود داشت که در آن قرار بود دریا گونه‌هایی را که در معرض انقراض هستند، در مکانی نگهداری کند؛ نوعی گلخانه که پس از بهبود شرایط «آبنوس»، بتواند مانند یک کشتی نوح، گونه‌های مختلف جانوری و گیاهی را در خود حفظ کند. ما بیشتر از همین منظر به آن «سفینه نجات» می‌گفتیم؛ سفینه‌ای که گونه‌های جانوری و گیاهی را نجات می‌دهد. با پیشرفت داستان نیز لایه‌های بیشتری به مفهوم «سفینه نجات» اضافه شد.

چالش طنز و شوخی برای بچه‌ها

دانش درباره استفاده از طنز در «سفینه نجات» گفت: ما این موضوع را از ابتدا یک چالش جدی می‌دانستیم. آثار مختلفی دیده‌ام که معمولاً بخش قابل توجهی از جک‌ها و شوخی‌های آنها بزرگسالانه است و در کنار آن، تعدادی شوخی کودکانه نیز وجود دارد. تلاش ما این بود که هم داستان را بومی کنیم و هم شوخی‌های آن را؛ به‌گونه‌ای که فیلم هم برای کودکان جذاب باشد و هم بزرگسالان بتوانند با شوخی‌های آن ارتباط برقرار کنند. به هر حال، در ایران مخاطب اصلی و نخست سینمای انیمیشن، کودکان هستند، اما کودکان هیچ‌گاه به تنهایی به سینما نمی‌آیند. اگر قرار باشد کودک از فیلم لذت ببرد ولی بزرگسالی که او را همراهی می‌کند حوصله‌اش سر برود، جذابیت فیلم کاهش پیدا می‌کند. این موضوع چالش بسیار جدی‌ای است و ما در این زمینه همچنان نیاز به تجربه بیشتری داریم. باید فیلمنامه‌نویسان و سازندگان انیمیشن تجربه کنند که چگونه داستانی بنویسند که هم برای کودکان جذاب باشد و هم برای بزرگسالان؛ به‌گونه‌ای که هر ۲ گروه را سرگرم کند و بخنداند.

وی افزود: خنداندن مخاطب در سینمای ایران واقعاً کار دشواری است. ما تلاش کردیم کلیشه‌های رایج در سینما را دنبال نکنیم و با خلاقیت، مدلی از طنز را ارائه دهیم که برای هر ۲ گروه مخاطب جذاب باشد. این موضوع چالش بسیار سخت و مهمی برای ما بود. برخی از شوخی‌ها در متن جذاب بودند، اما زمانی که به تصویر تبدیل شدند، کارکرد لازم را نداشتند. در چنین مواردی مجبور شدیم شوخی را تغییر دهیم یا حتی حذف کنیم. تبدیل یک شوخی مکتوب به یک موقعیت تصویری جذاب، خود فرایندی است که به تجربه نیاز دارد و ما نیز همچنان باید در این زمینه تجربه بیشتری کسب کنیم. این موضوع یکی از چالش‌های بسیار جدی ما در «سفینه نجات» بود.

بازنویسی‌های متعدد و نسخه نهایی فیلمنامه

دانش درباره بازنویسی‌های فیلمنامه توضیح داد: نسخه نهایی فیلم چندین بار بازنویسی شد. تلاش ما این بود که داستان در هیچ نقطه‌ای از حرکت بازنماند، شخصیت‌ها کنش داشته باشند و تا پایان فیلم به تکامل برسند. در نهایت، تقریباً به تمام مؤلفه‌های کلی و نظری که در ابتدا مدنظر داشتیم، در فیلمنامه نهایی رسیدیم. البته بخش‌هایی نیز از نظر خودمان ناقص باقی ماند؛ یعنی به نظر شخصی من، می‌توانستیم فیلمنامه دقیق‌تر و محکم‌تری ارائه کنیم، اما تا حدی به دلیل محدودیت زمانی به این هدف نرسیدیم. ما از زمان شکل‌گیری طرح و ایده اولیه تا تحویل فیلم نهایی، تقریباً چهار یا پنج ماه فرصت داشتیم که برای تولید یک فیلم سینمایی انیمیشن، زمان بسیار کمی است. خلق یک جهان داستانی جدید، شکل دادن به یک داستان مضمونی و پرداختن به جزئیات فیلمنامه، طبیعتاً زمان زیادی می‌طلبد. اینکه بتوانیم به تک‌تک بخش‌های فیلمنامه بپردازیم و همه آنها را به یکدیگر پیوند دهیم، به زمانی بیشتر از آنچه در اختیار داشتیم نیاز داشت. بخشی از تفاوت میان آنچه در ذهن ما بود و نسخه نهایی فیلم، به همین محدودیت زمانی بازمی‌گشت.

دانش در پایان درباره ایده محوری داستان نیز گفت: اگر بخواهم برای کسی که فیلم را ندیده است، داستان را در یک جمله توضیح دهم، می‌توانم بگویم؛ «چه می‌شود اگر آدم‌فضایی‌ها نیز با ظلم مواجه شوند و بتوانند با مفاهیمی مانند حماسه و تعزیه در برابر ظلم بایستند؟» در واقع، ایده محوری ما این بود که ببینیم اگر چنین مفاهیمی را در یک جهان علمی‌-تخیلی و در میان شخصیت‌های فضایی قرار دهیم، چه داستانی شکل خواهد گرفت.

انیمیشن «سفینه نجات» به کارگردانی هادی محمدیان و تهیه‌کنندگی محمدامین همدانی توسط پخش موسسه سینمایی بهمن سبز در سینماهای سراسر کشور در حال اکران است.

کد مطلب 6962458

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha